چرا در برجام شکست خوردیم؟

   
چرا در برجام شکست خوردیم؟

چون از دیپلماسی یا مذاکره سازش را برداشت می کنیم یا از جنگ و تهدید را! ما به شدت دچار سوبرداشت و محاسبه هستیم. هم از سیاست خارجی، هم از طرف مقابل خود که یا او را گربه یا دیو می بینیم.

هادی حق پرست: اهمیت سیاست خارجی و به دنبال آن دیپلماسی برای هر دولت و کشوری از آنجاست که برای بهداشت و درمان نیازمند واردات دارو هست و واردات دارو نیازمند روابط خارجی. برای ایجاد اشتغال نیازمند سرمایه گذار هست و سرمایه گذاری در کشوری که روابط خارجی مطلوب ندارد، ممکن نیست. برای فروش نفت نیازمند روابط خارجی و تاثیر در نهادهای ب.م مانند اوپک هست. در حوزه های فرهنگی نیز نیازمند روابط خارجی برای تعاملات فرهنگی و صدور فرهنگ و تمدن یا جذب توریست و... هست. در حوزه حمل و نقل برای واردات هواپیما و واگن و... نیز نیازند روابط خارجی هست. پس در عمل همه وزارتخانه ها نیازمند و معطوف به وزارت امور خارجه هستند و بخشی از فعالیت خود را مدیون و متصل به آن می دانند.

دیپلماسی در روابط بین الملل فن است، فنی برای پیشبرد اهداف. اهدافی که در سیاست خارجی یک کشور تعیین و تبیین شده است. این سیاست ها بر اساس اهداف و اهداف نیز بر اساس منافع رقم می خورند. دیپلماسی ابزار اجرای سیاست خارجی است. وقتی سخن از سیاست می آید، حال داخلی یا خارجی، جوهره  سخن و منظور از کلام همان قدرت است. ر سیاست خارجی نخستین و جامع ترین و همه گیر ترین هدف تحمیل اراده خود بر دیگری هست، یعنی تعریف قدرت.

حال این قدرت ابتدا بالفعل است و سپس به القوه می شود. ما یعنی جمهوری اسلامی ایران، دارای همه عناصر باالفعل قدرت اعم از موقعیت جغرافیایی و استراتژیک، ساحل، نیروی انسانی، ثروت و سایر عناصر هستیمو اما چرا در مقام اجرا یا نتیجه گیری همیشه چون برجام شکست می خوریم و سرانجام مثل همیشه درنهایت باید تسلیم شویم؟

البته ما عناصر بالقوه قدرت را داریم و آنها را به عرصه سیاست خارجی و بازی تحمیلاراده به دیگری می کشانیم، اما ترکیب عناصر مذکور غالبا به گونه ای است که به قدرت بالفعل تبدیل نمی شود و به این ترتیب ما تسلیم کشور یا کشورهایی می شویم که اتفاقا عناصر قدرت بالقوه ضعیف دارند اما چون در دیپلماسی قوی قوی عمل می کنند و متحد و بی ثبات،  نتایج مطلوب خود را کسب می کنند. مثلا در همان موضوع برجام حتی یک روز سیستم دفاعی و نظامی، سیستم رسانه ای و تبلیغاتی و سیستم سیاست خارجی ما نتوانستند به یک اجماع و موضع گیری متحد و مشخص برسند، لذا طرف مقابل از این فضا استفاده و از ضعف های ما سواستفاده می کند و قدرت ما همچنان در باالقوه ماندن است. هزینه می دهیم، منابع مالی، انسانی و تبلیغاتی خرج می کنیم، اما به مقصود نمی رسیم، چون از دیپلماسی یا مذاکره سازش را برداشت می کنیم یا از جنگ و تهدید را! ما به شدت دچار سوبرداشت و محاسبه هستیم. هم از سیاست خارجی، هم از طرف مقابل خود که یا او را گربه یا دیو می بینیم.

عناوین مرتبط

دیدگاه کاربران


نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.

پربحث‌های امروز

پربحث‌های دیروز

پربحث‌های هفته

پربحث‌های امروز

پربحث‌های دیروز

پربحث‌های هفته

آخرین عناوین